
الان که دارم این پستو میزارم این جوریم !
رو هوام ! رو ابرا ! امروز مدرسه نرفتم چون امتحان میان ترم شیمی داشتم ،
چون دیروز مهمون داشتیم نتونستم درس بخونم !
اما مامانم نذاشت تو خونه بخوابمو منو آورد بیرون ! (تو محل کارش !)
ولی اینجا یه یه ساعتی خوابیدم !
آخ اینجا رو نگفتم ! تو راه که داشتیم میومدیم مدرسه به مامانم زنگ زد !
مامانم کم نیاورد دستمو بهونه کرد ! (آخه شست دست راستم شکسته !)
خلاصه مدرسه گفت معلمشون میگه سه نفر دیگم غایبن بیاد امتحانشو بده بره !
وگرنه براش صفر میزارم ! مامانم گفت میگن بیاد امتحانشو بده بره !
منم به مامانم گفتم اگه امتحانم بدم صفر میشم !
مامانم دوباره به مدرسه زنگ زد تا بپیچونتشون اما نشد !
منم گفتم به درک نمیرم !
خب فک کنم دیگه بااین همه توضیحات متوجه شدید که چرا این شکلیم !